۱۳۸۸ فروردین ۱۶, یکشنبه

راز سکوت

باز هم من ماندم
و
نیازم به سکوت،

همهمه ها
و
فریادهای بی پایان،
حرفهای....... نزده،
اشکهای............ نریخته،
صدایی ....................که حتی گوش خودم هم نشنید،
ناله هایی.............................................. که دلی را به درد نیاورد،
حتی،
دل درد اشنای خودم را

باز هم، من ماندم و سکوت

باز هم،
سکوت ماند............ و سکوت........................................................

۵ نظر:

  1. وقت بخیر نوران عزیز
    بازهم زیبا اما باز هم با درون مایه ی دلتنگی.
    زیبا بود
    موفق باشی

    پاسخ دادنحذف
  2. در ضمن با اجازت ، وبلاگ زیباتو با نام spotlight لینک کردم
    با امید به اینکه در آینده بیشتر با هم ارتباط داشته باشیم.

    پاسخ دادنحذف
  3. هیشه اینطور نیتکه صمیم به سکوت بگیریم . زمانی هست که جز بهت و سکوت .....و مرگ چیزی نمی مونه .

    پاسخ دادنحذف
  4. توي همين سكوتهاي شيرين با چاشني تلخي چيزهاي زيبايي مي بيني كه تصورش هم نمي كردي.
    شهلا

    پاسخ دادنحذف